
فراخوان نمایشگاه عکس آنِ عادی 1
تیم کیوریتوری
هنرمندان / مشارکتکنندگان
متون ادیتوریال
گزارش نمایشگاه «آنِ عادی»
نمایشگاه گروهی عکس «آنِ عادی» (Ordinary Moment)، منتخبی از آثار ۱۸ عکاس مستقل ایرانی، از ۱۰ آوریل تا ۴ مه ۲۰۲۵ در گالری FUGA – Budapest Center of Architecture در بوداپست برگزار شد.
این نمایشگاه با کیوریتوری منصور فروزش، در چارچوب جشنواره بینالمللی عکس بوداپست (Budapest Photo Festival) و با حمایت دانشگاه هنرهای زیبای مجارستان برگزار شد. مدیریت و اجرای پروژه بر عهده FORMA Visual Art بود.
«یک آنِ عادی» تلاشی برای ارائه تصویری نزدیک، شخصی و بیواسطه از زندگی روزمره در ایران بود؛ تصویری که نه از خلال رویدادهای استثنایی و روایتهای کلان، بلکه از دل لحظههای معمول، روابط انسانی، فضاهای شهری و خصوصی و تجربه زیسته عکاسان شکل میگرفت.
نمایشگاه مخاطب را دعوت میکرد تا برای مدتی از تصاویر آشنا و روایتهای تثبیتشده درباره ایران فاصله بگیرد و با مجموعهای از لحظات مواجه شود که در جریان عادی زندگی اتفاق افتادهاند؛ لحظاتی که شاید در نگاه نخست ساده و گذرا باشند، اما در قاب عکاس و در مواجهه با مخاطب، ظرفیت ایجاد معناهای تازه را پیدا میکنند.
شکلگیری پروژه
«آنِ عادی» نتیجه یک فرایند چندساله برای شناسایی و معرفی عکاسان مستقل ایرانی بود.
از سال ۲۰۲۳، در چارچوب فعالیتهای پلتفرم هنرهای تصویری فورما، فراخوانهایی برای دریافت آثار عکاسان ایرانی منتشر شد. هدف از این فراخوانها یافتن هنرمندانی بود که پروژههای عکاسی خود را عمدتاً بهصورت مستقل شکل دادهاند و نگاه شخصی آنان به عکاسی، زندگی روزمره و جامعه میتوانست بخشی از یک روایت گستردهتر و چندصدایی را شکل دهد.
در روند انتخاب، توجه ویژهای به عکاسانی شد که با وجود فعالیت مستمر و تجربه حرفهای، فرصت محدودی برای نمایش آثار خود در بسترهای رسمی و بهویژه رویدادهای بینالمللی داشتهاند.
برای بسیاری از هنرمندان این مجموعه، عکاسی الزاماً حرفهای اقتصادی یا منبع اصلی درآمد نیست؛ بلکه رسانهای برای بیان تجربه زیسته، احساسات، دغدغههای اجتماعی و پرسشهای شخصی است.
ازاینرو، معیار انتخاب آثار صرفاً مهارت تکنیکی، سابقه نمایشگاهی یا تعداد جوایز نبود. آنچه اهمیت بیشتری داشت، اصالت نگاه، استقلال هنرمند، تجربه شخصی و رابطه صادقانه عکاس با موضوع و رسانه عکاسی بود.
چرا «آنِ عادی»؟
عنوان «آنِ عادی» به لحظهای از جریان معمول زندگی اشاره دارد؛ «آن»ی که ممکن است در زمان وقوع، فاقد اهمیت ویژه به نظر برسد، اما با ثبت شدن در یک تصویر، از جریان پیوسته زمان جدا میشود و امکان دیدهشدن دوباره را پیدا میکند.
زندگی روزمره از همین لحظات ساخته شده است: حضور یک انسان در خیابان، رابطه میان دو نفر، سکوت یک خانه، وضعیت یک فضای شهری، نور، سایه، حرکت، انتظار یا نشانهای کوچک از حضور و غیاب.
این لحظات معمولاً بدون آنکه توجهی ویژه برانگیزند اتفاق میافتند و پایان مییابند. اما دوربین میتواند یک «آن» را از این جریان جدا کند و آن را در برابر مخاطبی قرار دهد که هیچ حضور مستقیمی در لحظه اولیه نداشته است.
از این منظر، «یک آنِ عادی» نه در پی استثنایی جلوه دادن زندگی روزمره، بلکه دعوتی برای دوباره دیدن امر عادی است.
آنچه در زندگی روزانه ممکن است از کنار آن عبور کنیم، در عکس امکان توقف پیدا میکند؛ و همین توقف میتواند آغاز یک مواجهه، پرسش یا معنای تازه باشد.
ایران؛ نه یک روایت، بلکه مجموعهای از روایتها
یکی از ایدههای اصلی نمایشگاه، فاصله گرفتن از تصور ایران بهعنوان یک روایت واحد و یکپارچه بود.
ایران، همچون جغرافیای متنوع خود، جامعهای چندلایه و متکثر دارد. تفاوتهای جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و نسلی باعث میشوند تجربه زندگی در این جامعه را نتوان در یک تصویر یا روایت واحد خلاصه کرد.
«یک آنِ عادی» نیز ادعای ارائه تصویری کامل یا جامع از ایران نداشت.
در عوض، نمایشگاه تلاش میکرد قطعاتی از این تجربه گسترده را از خلال نگاه عکاسان مستقل در کنار یکدیگر قرار دهد.
خیابانها، خانهها، فضاهای عمومی، معماری، روابط انسانی، تنهایی، حضور، غیاب و جزئیات ظاهراً کوچک زندگی، هرکدام بخشی از این مجموعه را شکل میدادند.
در این ساختار، هیچ عکاس بهتنهایی نماینده جامعه ایران نیست و هیچ تصویر نیز قرار نیست تمام واقعیت یک کشور را توضیح دهد.
آنچه شکل میگیرد مجموعهای از نگاههای فردی است که در کنار یکدیگر، امکان مواجهه با بخشی از تنوع تجربه زیستن در ایران را فراهم میکنند.
زندگی روزمره در برابر روایتهای مسلط
بخش مهمی از اهمیت «یک آنِ عادی» در توجه آن به زندگیای بود که معمولاً در روایتهای کلان و رسانهای کمتر دیده میشود.
تصویر یک جامعه در خارج از مرزهای جغرافیایی آن، اغلب تحت تأثیر اخبار، سیاست، بحرانها و رویدادهای استثنایی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، زندگی روزمره و تجربههای معمول انسانها ممکن است در حاشیه قرار گیرند.
«یک آنِ عادی» تلاش داشت این نسبت را تغییر دهد.
نمایشگاه نه در پی رد روایتهای موجود بود و نه قصد داشت تصویری جایگزین و یکدست از ایران بسازد. در عوض، فضایی ایجاد میکرد تا مخاطب با بخشهایی از زندگی مواجه شود که معمولاً کمتر به فضای بینالمللی راه پیدا میکنند.
به این ترتیب، عکسها به جای آنکه صرفاً درباره ایران «اطلاعات» ارائه کنند، مخاطب را با تجربههایی انسانی روبهرو میکردند که امکان مشاهده، تأمل و تفسیر شخصی درباره آنها وجود داشت.
«یک آنِ عادی» و پروژه «معنای [نا]پیدا»
نمایشگاه «یک آنِ عادی» بخشی از پروژه پژوهشی گستردهتری با عنوان «معنای [نا]پیدا» ([IN]VISIBLE MEANING) است؛ پروژهای مستقل و پژوهشمحور که به چگونگی شکلگیری معنا در هنرهای تصویری و بهویژه عکاسی میپردازد.
یکی از مسائل اصلی این پروژه، رابطه میان واقعیت ثبتشده، تجربه هنرمند و معنایی است که در مواجهه مخاطب با اثر شکل میگیرد.
در عکاسی مستند، آنچه دوربین ثبت میکند معمولاً بخشی از یک رویداد واقعی است؛ اتفاقی که مستقل از حضور مخاطب و در زمان و مکانی مشخص رخ داده است.
عکاس در آن موقعیت حضور داشته، آن را تجربه کرده و تصمیم گرفته بخشی از آن را ثبت کند. اما مخاطب نمایشگاه نه در آن مکان حضور داشته و نه الزاماً تجربه مشترکی با عکاس یا سوژه دارد.
بااینحال، تصویر میتواند برای او حامل معنا شود.
این فاصله میان واقعیت، تصویر و ادراک مخاطب یکی از پرسشهای محوری پروژه «معنای [نا]پیدا» است.
هنرمند، تصویر و مخاطب
در چارچوب پژوهشی پروژه، معنا الزاماً چیزی نیست که بهطور کامل توسط هنرمند درون یک تصویر قرار داده شود و سپس بدون تغییر به مخاطب انتقال پیدا کند.
هر مخاطب با مجموعهای از خاطرات، تجربهها، باورها و وضعیت عاطفی خود با تصویر مواجه میشود. در نتیجه، یک عکس واحد میتواند برای مخاطبان مختلف معناهای متفاوتی ایجاد کند.
از این منظر، اثر هنری در رابطه میان سه عنصر شکل میگیرد:
هنرمند، تصویر و مخاطب.
عکاس لحظهای را انتخاب و ثبت میکند؛ عکس آن لحظه را از زمینه زمانی اولیه جدا میکند؛ و مخاطب، در زمانی دیگر و بر اساس تجربه شخصی خود، با آن مواجه میشود.
«یک آنِ عادی» بستری برای مشاهده همین فرایند بود.
لحظهای معمولی از زندگی یک فرد در ایران میتوانست پس از ثبت شدن، انتخاب برای نمایش و انتقال به یک گالری در بوداپست، در برابر مخاطبی با پیشینهای کاملاً متفاوت قرار گیرد و معنایی تازه پیدا کند.
در این فرایند، معنا نه الزاماً تنها متعلق به عکاس است و نه بهطور ثابت درون تصویر قرار دارد؛ بلکه میتواند در رابطه میان تصویر و بیننده شکل بگیرد.
عکاسان مستقل و مسئله دیدهشدن
یکی از محورهای اصلی پروژه، ایجاد فرصت دیدهشدن برای عکاسان مستقلی بود که دسترسی محدودی به فضاهای بینالمللی داشتهاند.
حضور در نمایشگاهها و رویدادهای هنری خارج از ایران برای بسیاری از عکاسان با موانع اقتصادی، جغرافیایی و ساختاری همراه است. همچنین بخش قابلتوجهی از فرصتهای هنری در داخل کشور نیز در مراکز و شبکههای مشخصی متمرکز است.
«یک آنِ عادی» تلاش کرد در مقیاسی محدود، فضایی برای کاهش بخشی از این فاصله ایجاد کند.
تمرکز پروژه بر عکاسانی بود که پروژههای شخصی خود را مستقل از سفارشها یا حمایتهای سازمانی شکل دادهاند و عکاسی برای آنان وسیلهای برای بیان شخصی و مواجهه با جهان پیرامون است.
هدف، معرفی «بهترین عکاسان ایران» یا ایجاد یک رتبهبندی هنری نبود؛ بلکه ایجاد بستری برای دیدهشدن مجموعهای از نگاههایی بود که به دلایل مختلف کمتر امکان حضور در فضای بینالمللی را پیدا کردهاند.
هنرمندان حاضر در نمایشگاه
نمایشگاه «یک آنِ عادی» شامل آثار ۱۸ عکاس مستقل ایرانی بود:
آرش توکلی، امیرمسعود عربشاهی، بیتا کهنمویی، پرهام رئوفی، حجتالله عطایی، ریحانه ملکشعار، ساجده عرفانی، سمیرا سرمد، سعیده میرزاده، شروین شیرکوبی، فاطمه صالحی، گلناز زیبندهخو، مجید حلوایی، محسن توانگر، مرتضی بیگلو، مهناز میناوند، میثم پورجعفری و نیکو علیدوستی.
ترکیب این هنرمندان مجموعهای از رویکردهای مختلف نسبت به عکاسی را در کنار یکدیگر قرار داد؛ از عکاسی مستند و خیابانی تا معماری، شهر، تجربههای شخصی و رویکردهای مفهومی.
همین تفاوتها بخش مهمی از هویت نمایشگاه را شکل میدادند؛ زیرا «یک آنِ عادی» در پی ایجاد یک زبان بصری واحد نبود، بلکه تلاش داشت تفاوت نگاهها را حفظ کند.
هر هنرمند با تجربه، زبان و حساسیت بصری خود بخشی از زندگی را ثبت کرده بود و مجموعه نهایی از کنار هم قرار گرفتن همین تفاوتها شکل گرفت.
حضور در جشنواره بینالمللی عکس بوداپست
یکی از مهمترین ویژگیهای پروژه، برگزاری آن در چارچوب جشنواره بین المللی عکس بوداپست بود.
جشنواره عکس بوداپست رویدادی سالانه و گسترده در سطح شهر است که با هدف تقویت جایگاه بوداپست بهعنوان «شهر عکاسی»، مجموعهای از نمایشگاهها و برنامههای حرفهای و عمومی را برگزار میکند.
این جشنواره با حضور هنرمندان مجارستانی و بینالمللی، طیفی از رویکردهای کلاسیک و معاصر عکاسی را ارائه میکند و برنامههایی چون نمایشگاهها، سخنرانیها، کارگاهها، فتو ماراتن و جلسات بررسی پورتفولیو را در بر میگیرد.
قرار گرفتن «یک آنِ عادی» در برنامه جشنواره، امکان ارائه آثار عکاسان مستقل ایرانی را در بستری فراهم کرد که مخاطبان آن تنها بازدیدکنندگان یک نمایشگاه منفرد نبودند، بلکه بخشی از جامعه حرفهای و عمومی عکاسی در بوداپست و مجارستان را نیز شامل میشدند.
گالری FUGA و فضای نمایشگاه
نمایشگاه در FUGA – Budapest Center of Architecture در مرکز شهر بوداپست برگزار شد.
FUGA یکی از فضاهای فرهنگی و نمایشگاهی شناختهشده بوداپست است که میزبان برنامههایی در حوزه معماری، هنرهای تجسمی، عکاسی و سایر حوزههای فرهنگی است.
افتتاحیه نمایشگاه در روز ۱۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۰ برگزار شد و نمایش آثار تا ۴ مه ۲۰۲۵ ادامه یافت.
حضور «یک آنِ عادی» در FUGA، در کنار قرار گرفتن آن در برنامه رسمی جشنواره عکس بوداپست، زمینهای برای معرفی پروژه به مخاطبان محلی و بینالمللی فراهم کرد.
حمایت دانشگاه هنرهای زیبای مجارستان
نمایشگاه با حمایت دانشگاه هنرهای زیبای مجارستان (Hungarian University of Fine Arts) برگزار شد.
این دانشگاه که تأسیس آن به سال ۱۸۷۱ بازمیگردد، قدیمیترین مرکز آموزش عالی هنرهای زیبا در مجارستان و یکی از نهادهای مهم آموزش و پژوهش هنرهای تجسمی این کشور است.
حمایت دانشگاه از پروژه، در امتداد ارتباط «یک آنِ عادی» با حوزه پژوهش هنری و همچنین فعالیتهای پژوهشی کیوریتور پروژه شکل گرفت.
این همکاری به پروژه امکان داد تا علاوه بر ماهیت نمایشگاهی خود، در بستری مرتبط با پژوهش، آموزش هنر و تبادل فرهنگی نیز قرار گیرد.
برگزار کننده نمایشگاه
برگزاری و مدیریت پروژه بر عهده فورما بود؛ پلتفرمی مستقل در حوزه هنرهای تجسمی که در مجارستان فعالیت میکند و تمرکز آن بر حمایت از هنرمندان مستقل، شکلدهی پروژههای نمایشگاهی و توسعه همکاریهای هنری بینالمللی است.
FORMA پروژهها و همکاریهایی را در تهران، بوداپست و لندن برنامهریزی و اجرا کرده و «یک آنِ عادی» نیز در امتداد همین رویکرد شکل گرفته است.
در این پروژه، FORMA علاوه بر مدیریت و هماهنگی اجرایی نمایشگاه، مسئولیت بخشهایی از هویت بصری، طراحی و آمادهسازی اقلام نمایشگاه را نیز بر عهده داشت.
تیم برگزاری نمایشگاه
کیوریتور: منصور فروزش
دستیار کیوریتور: رها رهبانی
هماهنگکننده پروژه: امین فروزش
پشتیبانی نمایشگاه: زولتان فهرواری
نصب آثار نمایشگاه: زولتان آدورجیان
نظارت چاپ: جودیت جیمسی
طراحی کتابچه: استودیو هنرهای بصری FORMA
برگزارکننده: استودیو هنرهای بصری FORMA
با تشکر ویژه از
دکتر ایستوان اروش
سیلویا موکسی
دکتر جودیت چانادی
دکتر تونده ماریان وارگا
دکتر بالاز کچینی
تکلا اوزکای
کریستوف آسبوت
ریتا سوموسی
الیکا بسی
رکا کواچ
همراهی این افراد، نهادها و همکاران در مراحل مختلف برنامهریزی و اجرای پروژه، بخشی مهم از امکان شکلگیری و ارائه «یک آنِ عادی» در بوداپست بود.
مشخصات نمایشگاه
عنوان فارسی:
یک آنِ عادی | عکاسان مستقل ایرانی
عنوان انگلیسی:
Ordinary Moment | Iranian Independent Photographers
تعداد هنرمندان:
۱۸ عکاس مستقل ایرانی
تاریخ برگزاری:
۱۰ آوریل تا ۴ مه ۲۰۲۵
افتتاحیه:
۱۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۰
محل برگزاری:
FUGA – Budapest Center of Architecture
نشانی:
1052 Budapest, Petőfi Sándor utca 5
Budapest, Hungary
در چارچوب:
Budapest Photo Festival 2025
کیوریتور:
منصور فروزش
دستیار کیوریتور:
رها رهبانی
هماهنگکننده پروژه:
امین فروزش
برگزارکننده:
FORMA Visual Art
با حمایت:
دانشگاه هنرهای زیبای مجارستان
جمعبندی
نمایشگاه «یک آنِ عادی» تلاشی بود برای ایجاد فضایی میان عکاسی مستقل، تجربه زیسته، پژوهش هنری و گفتوگوی بینفرهنگی.
این پروژه از یک سو فرصت ارائه آثار ۱۸ عکاس مستقل ایرانی را در یکی از مهمترین رویدادهای عکاسی مجارستان فراهم کرد و از سوی دیگر، مخاطب را با مجموعهای از روایتهایی مواجه ساخت که از دل زندگی روزمره شکل گرفته بودند.
نمایشگاه نمیخواست تعریف نهایی یا تصویری جامع از ایران ارائه کند. ایران در «یک آنِ عادی» نه یک تصویر، بلکه مجموعهای از تصاویر بود؛ نه یک روایت، بلکه مجموعهای از روایتهای فردی.
هر عکس تنها بخشی کوچک از یک تجربه بزرگتر را ثبت کرده بود؛ خیابانی، خانهای، انسانی، رابطهای، فضایی یا وضعیتی که پیش و پس از فشردهشدن شاتر نیز وجود داشته است.
اما انتقال این تصاویر از بستر اولیه خود به یک فضای نمایشگاهی در بوداپست، وضعیت تازهای ایجاد میکرد. لحظهای که زمانی بخشی از زندگی عادی یک انسان در ایران بود، اکنون در برابر مخاطبی قرار میگرفت که ممکن بود هیچ تجربه مستقیمی از آن مکان، فرد یا موقعیت نداشته باشد.
در همین فاصله، پرسش پروژه «معنای [نا]پیدا» نیز آشکار میشود:
وقتی یک «آن» از زندگی واقعی به تصویر تبدیل میشود، معنای آن متعلق به چه کسی است؟
به عکاسی که آن را دیده و ثبت کرده است؟
به انسانی که در تصویر حضور دارد؟
به خود عکس؟
یا به مخاطبی که سالها و کیلومترها دورتر با آن مواجه میشود؟
«یک آنِ عادی» تلاش نمیکند پاسخی قطعی برای این پرسش ارائه کند.
در عوض، هجده نگاه مستقل را در برابر مخاطب قرار میدهد و اجازه میدهد رابطه میان تصویر و بیننده شکل بگیرد.
شاید همین مواجهه است که یک لحظه معمولی را از جریان بیوقفه زندگی جدا میکند؛ لحظهای که در زمان وقوع تنها یک آنِ عادی بوده است.


